گروه ,گفتم

کسی با پروپوزالم مخالفت نکرده بود؛ اما یکی گفته بود "اگرچه موضوع جالبی است به نظر نمی رسد در حد یک رساله ی دکترا باشد"، اما مهم تر از همه دکتر دبیرمقدم کبیر مکتوب نه، ولی حضوری بهم گفتن: "من موافقم با موضوعتون، بخش هاییش هم که برای خودم جالب بود نوشتم براتون؛ اما فک نمی کنین یه مقدار کوچیک باشه موضوعتون برای یک رساله ی دکترا؟" 

خیلی نگران شدم از اون موقع. اون کورش احمق که عقلش نمی رسه به این چیزا. رفتم به گلناز گفتم گفت تو جلسه مطرح می کنیم حالا؛ بعد جلسه ی گروه هم یادم رفت بپرسم ازش چی شد. یعنی موقعیتش نبود.

دبیر البته گفت حالا تصویب شد بعد با استاد راهنماتون مشورت کنین ببینین می تونین بسطش بدین.

پ.ن. اون منشی زاده ی احمقم که از وقتی مدیر گروه شده توهم برش داشته که آدم شده؛ طومار نوشته برا من رو پروپوزال مردک بی سواد روان پریش!

پ.ن. 2 گلناز وقتی گفتم مشاور شو گفت من که بلد نیستم نمی تونمم کمکی بکنم؛ گفتم استاد شما عقل سلیم که دارین، بقیه ی اعضای گروه اینم ندارن. همین کافیه

منبع اصلی مطلب : و خداوند عشق را آفرید...
برچسب ها : گروه ,گفتم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : نگرانی...