به شدت عصبانیم باز...

دختره‌ی پرروی بی‌لیاقت...

اخبار تلویزیون داشت نشون می‌داد یکی از بهزیستی که داشت می‌گفت: یکی از بچه‌های ما که پارسال کارشناسی ارشد قبول شد، آدامس‌فروش بود.

بعد خانوم با یه لحن مسخره می‌فرمایند: "خب که چی؟"

گفتم خب آدامس‌فروش بوده بیچاره فوق‌بیسانس قبول شده.

گفت: خب زحمت کشیده، فقیرا هم بخوان وضعیتشون عوض شه باید تلاش کنن، معلومه؛ چیز مهمی نیس.

گفتم: حرفایی می‌زنیا؛ همین الآنش حاضر نیستی درس بخونی بعد صب تا شب می‌رفتی سر چارراه آدامس می‌فروختی شبا درس می‌خوندی؟

لال‌مونی گرفت.

دیگه هم با هم حرف نمی‌زنیم.

وقاحت تا کجا؟!

منبع اصلی مطلب : و خداوند عشق را آفرید...
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : وقاحت بی حدوحصر